فرزندان مایکل برایش از هرچیزی در دنیا مهمتر بودند
مشاهده ی جرات پاریس جکسون در حال صحبت کردن در مورد پدرش و گفتن اینکه چقدر دوستش میدارد، بر روی صحنه ای که نزدیک به یک میلیارد نفر تماشایش میکردند عمیقا تاثیر گذار بود. این دخترک 11 ساله نه تنها همان قدرت و شهامت مایکل جکسون را که من بارها نظاره کرده بودم، به نمایش گذاشت، بلکه روزنه ای را به بعد انسانی دنیای یکی از بزرگ ترین صحنه گردانان تاریخ گشود.
هیچ چیز برای مایکل به اندازه ی فرزندانش در این دنیا اهمیت نداشت. من این موهبت را داشتم که بیش از 25 سال با او کار کنم و سخاوت، بافکری و نجابت او را ببینم.
یادم می آید در سال 1983 در کالیفرنیا، او را همراه با دو نفر دیگر که برنده ی مسابقه ی Daily Mirror شده بودند، دیدم. (جایزه ی مسابقه، ملاقات با مایکل بود.)، او یکمرتبه از ما دعوت کرد که چند روز بعد در خانه ی خانواده ی جکسون باز هم به او سر بزنیم. او نمی توانست مهمان نواز تر از این باشد.
در سال 1992، برای دختر من یک ناراحتی پیش آمد و مایکل روی صحنه آهنگی به او تقدیم نمود. حتی وقتی اجرا میکرد به فکر بقیه بود. شمار خاطرات خوشی که با او دارم از دستم رفته، اما قلب من با پرینس، پاریس و بلنکت است که پدرشان را از دست داده اند.
جاناتان موریش از سال 1977 تا 2003 در کمپانی سونی به عنوان مدیر پروانه نشر موسیقی، با مایکل کار کرد.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر